کد خبر: ۱۱۴۱۶۷
تاریخ انتشار: ۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۰:۱۳
سیدعلی حمیده کیش

 چرایی موضع پیروز ایران؛ بازتعریف بازی قدرت در رویارویی‌های قرن بیست و یکم

شوشان ـ سیدعلی حمیده کیش :


مقدمه: دگرگونی پارادایم‌های قدرت و واقعیت‌های نوظهور
در گسترهٔ پرالتهاب روابط جهانی در قرن بیست و یکم، که با ظهور بازیگران جدید، نبردها و درگیری‌های ترکیبی و پیچیدگی‌های روزافزون جغرافیایی- سیاسی شناخته می‌شود، مفاهیمِ کهن«جنگ، پیروزی و قدرت» دستخوش دگرگونی‌های اساسی شده‌اند. رویارویی‌های اخیر، به‌ویژه تقابل‌ راهبردی میان  قدرت‌های اتمی دیرپای آمریکا و  رژیم صهیونسیتی و ایران عزیز به عنوان  بازیگری که در پی بازتعریف جایگاه خود در نظم نوین جهانی است، این حقیقت را بیش از پیش آشکار ساخته است. در این میان، تجربهٔ چهل‌روز اخیر، که شاهد آزمون جنگ‌ فراگیر میان بازیگران کلاسیک قدرت و ایران اسلامی به عنوان یک بازیگر منطقه‌ای مصمم بود، بستری بی‌مانند برای تبیین چرایی اتخاذ «موضع قاطع و روایت پیروزی» توسط ایران ما فراهم آورده است. این یادداشت، با تکیه بر تحلیل‌های کارشناسی جهانی شامل گزارش‌های عمیق مراکز پژوهشی غربی گرفته تا دیدگاه‌های افسران عالی‌رتبهٔ بازنشستهٔ آمریکایی و اروپایی، به کاوش در ریشه‌های راهبردی این رویکرد می‌پردازد.
▪️چرایی "موضع قاطع"، فراسوی پاسخ نظامی و در قلمرو بازی اراده‌ها
ارائهٔ پاسخی قاطع و صورت‌بندی آن در قالب «موضع پیروز»، صرفاً یک تاکتیک رسانه‌ای یا واکنشی هیجانی نیست، بلکه نتیجهٔ محاسبه‌ای عمیق و چندلایه است که ریشه در اصول نظری روابط قدرت، نظریهٔ مذاکره و دکترین‌های راهبردی نوین دارد. دلایل اصلی اتخاذِ چنین رویکردی را می‌توان در چهار محورِ کلیدی تبیین نمود:
۱- تثبیت چارچوب معنایی مذاکرات و بازی روایت:
الف- نظریه: در رویارویی‌های راهبردی، نبرد اصلی اغلب در عرصهٔ "روایت" و "چارچوب‌بندی معنایی" رخ می‌دهد. طرفی که بتواند چارچوب بحث را تعیین کند و روایت غالب را شکل دهد، توانسته است بخش مهمی از بازی قدرت را به نفع خود مصادره کند. این مفهوم، به معنایِ وادار کردنِ طرف مقابل به ورود به بازی با قوانین تعیین‌شدهٔ شماست.
ب- تحلیل مصداقی: در شرایط تنش، واکنشی که صرفاً در قالبِ "درخواست امتیاز" یا "گفتگو از موضع ضعف" صورت گیرد، ناخودآگاه چارچوب قدرت طرف مقابل را تأیید می‌کند. در مقابل، ایران با اتخاذ موضعی که از ابتدا خود را "طرف پیروز" و "تعیین‌کنندهٔ قواعد بازی" معرفی می‌کرد، تلاش نمود چارچوب گفتگو را از "امتیازگیری طرف مقابل" به "تحمیل شرایط خود" تغییر دهد. این اقدام، طرف امریکایی را ناچار به بازنگری در محاسبات اولیه‌اش و پذیرش محدودیت‌هایی در دامنهٔ خواسته‌هایش ساخت.
۲- بازدارندگی مبتنی بر بهترین گزینهٔ جایگزین توافق و هزینهٔ تحمیل:
الف- نظریه: قدرت واقعی یک بازیگر در عرصهٔ جهانی، نه فقط توانِ نظامیِ آشکار، بلکه میزان آمادگی او برای تحملِ هزینه‌ها و اتکاء به گزینه‌های جایگزین است. کشوری که بتواند هزینهٔ تحمیل ارادهٔ خود را برای طرف مقابل به‌شدت بالا ببرد، چه از طریق تاکتیک نظامی نامتقارن، چه دیپلماتیک و چه اقتصادی، عملاً در موضع برتری راهبردی قرار می‌گیرد. این اصل، در دکترین‌های بازدارندگی دوجانبه و بازدارندگی نامتقارن نیز ریشه دارد.
ب- تحلیل مصداقی: گزارش‌های متعدد از مراکزِ پژوهشیِ معتبر و تحلیلِ افسرانِ عالی‌رتبهٔ بازنشستهٔ آمریکایی و اروپایی، مؤیدِ این نکته است که ایران توانسته است با ارتقاء قابلیت‌های موشکیِ بالستیک، توسعهٔ توانمندی‌های پدافند سایبری، و ایجادِ شبکه‌های هم‌پیمان استراتژیک، هزینهٔ هرگونه اقدامِ نظامی مستقیم را برای ایالات متحده و اسرائیل به‌طور چشمگیری افزایش دهد. این امر، صرف‌نظر از توان نظامی متعارف، ایران را در موضع طرف بازدارندهٔ موفق  و پیروز قرار داده و عملاً معادلهٔ قدرت را به نفع خود تعدیل کرده است. پیروزی در این چارچوب، به معنای جلوگیری از اقدام خصمانهٔ طرف مقابل و وادار کردن او به پذیرش وضعیتی است که ایران بزرگ به عنوان طرف بازدارنده ترسیم کرده است.
۳- مدیریت تصویر داخلی و خارجی؛ هم‌زمان و استراتژی همگرایی:
الف- نظریه: در دوران جنگ اطلاعاتی و در هم تنیدگیِ سیاست داخلی و خارجی، مدیریت هم‌زمان تصویرِ ملی در داخل و پیام‌رسانی قاطع به خارج، برای حفظ انسجامِ قدرت ضروری است. ضعف در یکی از این دو جبهه، می‌تواند کل استراتژی را تضعیف کند.
ب- تحلیل مصداقی: اتخاذ موضعی قاطع و صورت‌بندی آن به‌عنوان پیروزی، افزون بر ارسال پیام بازدارنده به دشمنان خارجی، نقش حیاتی در تقویت همبستگی داخلی، افزایش روحیه ی ملی، و مشروعیت‌بخشی به سیاست‌هایِ کلان کشور ایفا می‌کند. این امر، به‌ویژه در مواجهه با فشارهای اقتصادی و تبلیغاتی خارجی، به حفظ سرمایه ی اجتماعی و سیاسی دولت کمک شایانی می‌نماید. توانایی ایران در حفظ این «همگراییِ راهبردی» میان اهداف داخلی و خارجی، خود نشانه‌ای از پختگی راهبردی آن است.

نظرات بینندگان
captcha